همه وجودم
خدایا چنان کن سرانجام کا ر، تو خوشنود باشی و ما رستگار!!!
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

آرشیو

موضوع بندی


الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 20 فروردین ماه سال 1385
دارم میرم به تهران
 

سه شنبه 14 تیرماه سال 1384




سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااامممممم
اول از همه سلام به عشقم....سلام به زندگیم..مهربون من چطوره؟؟...بعدش سلام
به همه دوستای گلمون.خوفیییییییین؟؟؟؟از دوستای عزیزمون ممنونیم که ما رو

فراموش نکردن و با pm ها و نظرات قشنگشون ما رو شرمنده کردن و ما رو از یاد

نبردن... باز به خاطر سر نزدن و آپ نکردن شرمنده..آخه تا ۲ روز پیش درگیر

امتحانات دانشگاه بودم...سرم گیج برفت با این امتحانا...خدا نصیب نکنه..مخصوصا اگه مثل من درساتون رو بذارین واسه شب امتحانخدایی هر
ترم آخر ترم میگیم خدایا غلط کردم...این ترم به خیر بگذره ترم دیگه جبران میکنم و از

اول ترم میخونم...اما ترم بعد دوباره روز از نو و روزی از نواین یکی دو روز

هم دنبال کارای سفرم بودم....



بچه ها اگه خدا بخواد امروز عصر دارم میرم تهران پیش عشقمگوش شیطون

کر...چشش کور..ایشالا فردا  صبح بعد ۱ سال همدیگرو میبینم

واییییییییییییییییییی...دارم از خوشحالی سکته میکنمیه چند روزی نیستم....ما رو
یادتون نره هاااااااااااااا

راستی آقایی دیروز به نیت تو ومسافرتم به تهران یه فال حافظ گرفتم که آخر پست

برات مینویسم ....یعنی بیت اولش رو مینویسم....میدونم بقیشو خودت میدونی چیه

اگه گفتی کدوم شعر اومد؟؟؟


همونی که تواولین نامت برام نوشته بودیفهمیدی

کدومومیگم؟؟

خب من دیگه باید برم....بچه ها برامون خیلی خیلی دعا کنین که همه چیز به خوبی پیش

بره...فعلا بای تا از مسافرت برگردم



رواق منظرچشمم آشیانه توست


کرم نما و فرودآ که خانه,خانه توست


خانومی

یکشنبه 20 فروردین ماه سال 1385
دل تنگی

شنبه 4 تیر ماه سال 1384

خیلی دلم تنگه براش....دیگه دارم خل میشم....دلم واسه حرفاش...واسه خنده های

قشنگش که وقتی میخنده دل آدم هری میریزه پایین تنگ شدهای خداااااااااااااااا...دلم
 
واسش خیلی تنگ شده.....کاش میتونستم باهاش یه کم حرف بزنم  تا آروم شم.....ولی
 
نمیشه........5 روزدیگه تا امتحانش مونده.... بچه ها تو رو خدا براش خیلی دعا کنین.

کاش زودتر کنکور تموم شه و راحت شیم ازش...دیگه کم کم طاقتم داره تموم

میشه......من آقاییمو میخواااااااااااااااااااااااااااااام....همش 1هفته و نیم مونده تا بتونم

ببینمش...ای خدا پس کی اون روز زودتر میاد که ببینمش....دلم پر میکشه برا یه لحظه
 
دیدنش....ااااااااااااااه....باز قاط زدم رفت...تو این هیری ویری امتحانا باز

قاطی کردم....الان اگه بود میگفت چیه؟؟چی شده؟؟چرابازقاطی کردی؟؟؟تو که اینهمه
 
مدت....۱ ساله صبر کردی..تحمل کردی این یه هفته هم روش.....زود تموم میشه....

میدونم اگه اینا رو بخونه  همین حرفها رو بهم میزنه البته با یه مقدار چاشنی....به

عنوان مثال به چیزای خوب فکر کن...به 2هفته دیگه که قراره ببینمت و ....
 
واااااااااااااااااااییییییییییییییی خدا....کاش زودتر 2هفته دیگه برسه....نه نه...2 هفته
 
نه...1 هفته و نیم دیگه .خدایا کمکمون کن.....

من دیگه برم سر درسم که عصری امتحان دارم.فردا هم یه امتحان خفن دارم

برامون دعا کنین..

آقایی من...عشقم....نفسم....عمر من...زندگی من....خیلی دوستت دارم....این خانومی بی

فکرتو ببخشمیدونم تو این موقعیت نباید این حرفا رو بزنم ولی به خدا دست خودم

نیست....یه جوری باید خودمو خالی کنم...اگه خالی نکنم خودت که میدونی چه

جوری میشم...آخه من به جز توکه کسی رو ندارم که به حرفام گوش بده...فقط
 
میتونم با تو درد دل کنم.....اگه با تو هم نتونم درد دل کنم میترکم...میپوسم.

آقایی من...مهربونم منو ببخش......بچه ها معذرت که پست این دفعه غم انگیز شد..

آخه الان یه چند روزیه که دلم بد جور گرفته....دلم هوای بچه ها رو کرده

....خیلی وقته نرفتم پیششون...حدودا یه 3 ماهی میشه....همش میان به خوابم و
 
باهام قهرن که بهشون سر نمیزنم.... ولی به خدا نمیتونم برم....خیلی مشکل

دارم..نمیشه رفت  به این زودیا....بازم از همه معذرت میخوام...

راستی دوستانی که لطف کردن و لینک ما رو تو وبشون گذاشتن ممنونیم از همتون.من
 
هم لینکتون رو گذاشتم...اگه احیانا یادم رفته لینکتون رو بذارم حتما بهم بگین....دوستانی
 
هم که مایلن تبادل لینک یا لوگو داشته باشیم لطف کنن , آدرس و اسم لینکشون  و اگه

دوست داشتن آدرس لوگوتون رو به این آدرس
 

  minajo0o0o0n@yahoo.com میل کنین تا در اسرع وقت لینکتون رو قرار
 
بدیم....لطفا فقط میل بذارین...آخه آفها میپرن و اون وقت شرمندتون میشیم....

به امید دیدار.....فعلا بای


خانومی

<<    1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
عناوین آخرین یادداشت ها

Lilypie Next Birthday Ticker

Lilypie Next Birthday Ticker

من و آقایی گلم مرداد ۱۳۸۳ به طورخیلی اتفاقی همدیگرو پیدا کردیمو عاشق هم شدیم . اسفند ۸۳ من اینجا رو ساختم تا خاطرات تلخ و شیرین ، لحضه های به یاد موندنی و روزهای قشنگ عاشقیمون رو
توش ثبت کتیم تا بعدا یادمون نره که برای
به هم رسیدنمون چه سختیهایی کشیدیم !! از همتون میخواییم برامون دعا کنین تا زودتر
به همدیگه برسیم.

شناسنامه کامل ما...

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ اگر عضو بلاگ اسکای نیستید نام و ایمیل خود را در پایین وارد کنید





Powered by WebGozar

تعداد بازدیدکنندگان :


Powered by BlogSky.com