تقدیـــــــم به امیــــــــد زندگــــــی ام

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه وقتی جایی نشستی که کنارت خالی بود به یاد بیار کسی رو که توی اغوشت جا میگرفت

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد

وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند

ولـنتـــــــــــــاین مبـــــــــــــارک عشـــــــــق مـــــــن

اگه میتونستم همه خیابونا رو پر ماشین میکردم
تا وقتی میخواییم از خیابون رد شیم دستمو بگیری.
همه زمینا رو پر برف میکردم
تا واسه اینکه سرما نخوری خودتو بهم بچسبونی و بازومو بگیری.
هر شب بارون میباوندم
تا بریم یه گوشه ای زیر یه سر پناه بشینیم و حرف بزنیم .
عقب همه تاکسی ها رو پر مسافر میکردم
تا مجبور بشیم دو تایی جلو بشینیم .

میدونی چقدر دوستــــــــــــــــــــــت دارم؟
به تعداد تارای موی سرت ضرب در تعداد نفسهایی که تا آخر عمرت میکشی
به علاوه تعداد هرچی ستاره تو آسمونه عزیزه دلـــــــــــــــــــــــــــــــــم

آقایی من...نمیدونی چقدر دلم واست تنگ شده...هنوز ۱هفته نشده که از پیشت اومدم ولی دلم یه ذره شده واسه او خنده های شیرینت..واسه اون نگاه مهربونت...فکر نمیکردم که قبل شروع کلاسهام بازم بتونم ببینمت ولی خدا اینقدر دوستمون داره که همه چی رو داره جور میکنه...امروز دارم میام پیشت باز...همین دیروز از دانشگاه برگشتیم با بچه ها...گرچه این ۲ روزه تو دانشگاه برا ثبت نام خیلی خیلی اذیتمون کردن و مجبور شدیم با دوستام بدون هیچ وسیله ای شب اونجا بمونیم ولی خدا رو شکر میکنم که حداقل خونه رو زودتر اجاره کرده بودیم و یه جا واسه خواب داشتیم..اگه جایی نداشتیم باید شب برمیگشتیم شهرمون و دوباره صبح زود باید میرفتیم دانشگاه...۳ ساعت راهه تا اونجا...از مردم اون شهر بـــــــــــــــدم میاد...از همون روز اول ثبت نام بدجنسیهاشون که همه جا معروفه شروع شد..فکر نمی کردم اینقدر بدجنس باشن که بقیه میگفتن...یارو واستاده با خنده با اون چشاش که بگم خدا چیکارشون کنه ما رو نگاه میکنه بعد باید کلی التماس و خواهش بهشون میکردی تا کارت رو راه مینداختن اونم با هزار منت...خوششون می اومد ما بهشون التماس کنیم...برام دعا کن..این ترم یه عالمه درسهام سخته...از ۳سه شنبه هم کلاسهام شروع میشه...احتمالا دوشنبه وسایلمو ببرم اونجا..باید همش بخونیم..همه درسهامون هم ۳واحدی...
آقایی من الان که واست اس ام اس دادم و جریان بابایی رو بهم گفتی خیلی ناراحت شدم...آخه دیروز بعد عمل این پرستارا حواسشون کجا بود آخه؟؟چقدر این پرستارا بی مسئولیت شدن تازگی ها...اگه بعد عمل بابایی رو درست خوابونده بودن اینجوری نمیشد...برا بابایی خیلی خیلی دعا کردم و بازم می کنم...ناراحت نباش گلم..ایشالا که چیزی نمیشه و دیگه نیاز نمیشه دوباره عملش کنن....دعا میکنم که چشای بابایی زود زود خوب شه و دیگه نیاز نباشه هر چند وقت یه بار عمل کنه و اینهمه درد بکشه.باید قوی باشی و به بابایی روحیه بدی...مطمئن باش خدا هم کمک میکنه.
وااایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی یعنی من فردا صبح میبینمت؟؟؟کاش زودتر صبح بشه ...اون هفته که تهران با هم بودیم خیلی خیلی بهم خوش گذشت.واااااایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی چقدر خوب بود..همش بیرون بودیم ۲تایی.روزی که واسه آزمایش من رفتیم..بعد آزمایش هم رفتیم پارک ساعی که روبه رو آزمایشگاه بود..رفتیم یه دور تو پارک زدیم و بعدش من ازت خواستم بریم پارک ملت چون تا اون موقع نرفته بودم...بعد ۲تایی رفتیم اونجا...کلی خندیدیم...یادته؟؟یادته اون روز که قرار بود مهمون پسر عمت باشیم کلی پیاده رفتیم تا واسه تولدش کادو بخریم؟بعد بارون می اومد رفتیم تو پارک و منتظر پسر عمه بودیم...باد می اومد..به بدبختی یه جای خشک گیر آوردیم و نشستیم..منم عین بید میلرزیدم و تو گرفته بودیم تو بغلت تا باد زیاد بهم نخوره...فرداشم من سرما خوردم و بردیم دکتر...گلـــــــــــــــم عشقــــــــــم..نفســــــــــــــم...یه عالمه دوستـــــــــــــــــــــــــــــــت دارم...

راستی گلی هدیه والنتاینتو هم که قبل رفتنت بهت داده بودم..یه دفترچه خاطرات..یادته؟؟حالا نمیدونم ازش خوشت اومده یا نه ...یادت نره ها توش برام بنویسیااا.این گلا هم برا نازدونه خودم که عاشقشـــــــــــــم

قول بده همیشه باهام بمونی...اگه یه روز ترکم کنی میمیرما... بدون تو نمی تونم زندگی کنم

از راه دور اون روی ماهتو میبوسم..بازم ولنتاین همگی مبــــــــــــــــــــــــــــــــارک

دیونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــۀ تو خانومی خودت |