امروز یه روز خیلی مهمه... روزیه که یه فرشته کوچولوی ناز و دلبر و شیطون
قایمکی پاشو یواش گذاشت توی زمین تا سرک بکشه
ولی نمیدونست یه کوچولوی شیطون دیگه داره لحظه شماری میکنه
تا همین که اومد بپره و دیگه ولش نکنه...
آره امروز روزیه که شیطون بلای من، آقا کوچولوی من به دنیا اومد...
روزیه که خانوم کوچولو هیچ وقت اون روز رو یادش نمیره وهر سال برا اومدنش لحظه شماری میکنه......
کوچولوی ناز من تـولـدت مبارکــــــــــــ

عزیزترینم :
بهترین آهنگ زندگی من ، تپش قلب توست و قشنگ ترین روزم ، روز تولدت...
تمام گلهای دنیا را به سان حلقه ای در وجود و قامت استوارت می آویزم
و با تمامی این گلها زمزمۀ عاشقی را برایت هدیه می کنم.
26 اردیبهشت ، بیست و یکمین سالگرد تولدت رو با سبدی از گلهای یاس به تو عزیزم تبریک میگویم.
به امید رسیدن به روزهای خوش و آرام زندگی درکنار تو مهربان ترین

My love for you is deep and true. No matter"
what you do, I'll always be there for you.
No matter where you go, I'll always be there
beside you till the day I die, my love will always
stay true to you."

راستی نانازم اون شمارنده بالا رو دیدی؟؟دیدی ۱۰۰۶ روزه شدیم؟؟؟باورت میشه نانازم؟؟؟؟۱۰۰۶ روز از آشناییمون میگذره..کم کم داریم پیر میشیما ..ولی من هر روزکه میگذره بیشتر از روز پیش حس میکنم که دوستت دارم .. 
نانازی بازم از بابت کادویی که بهم دادی یه عالمه ممنونم....بچه ها آقایی ۳ هفته زودتر از تولدم(نکته:تولدم هفته دیگست!)بهم کادوی تولدمو داد....کادوش اینقدر خوشگله.....همون چیزی رو که مدتها بود دنبالش بودم رو واسم خریده.... الان میگین چی خریده ؟یه دونه Mp3 Player خیلی خوشگل و ناز با یه عالمه آهنگای نازتر که همشونو میدونست خیلی دوست دارم... وقتی بهم کادو رو داد شوکه شده بودم..اصلا باورم نمیشد..چشام اینجوری شده بود بازم از بابت همه چیز ممنونم مهربونم...فدای دل مهربونت بشم من آقایی این کادو رو برام بیشتر واسه این خرید که تو خوابگاه دلم کمتر بگیره...آخه یه خوابگاه وحشتناک داریم با کلی جک و جونور(از قبیل موش!!!!)آره موش تو همه اتاقها هست..فقط چند تا از اتاقها نداره که جدیدا تو اتاق ما هم پیدا شده ...هر کاری هم میکنیم باز میان تو اتاقها...تو ظرفهامون...رو تختهای پایینی میاد تنها شانسی که آوردم اینه که تختم طبقه بالاست ...هر روز مجبوریم کل ظرفها رو بشوریم....خوابگاهمون یه پاساژ قدیمی هست...هر چی هم اعتراض کردیم فایده نداره..میگن خوابگاه جدید ترم دیگه آماده میشه این مدت هم تحمل کنین ..یه وضعیت اسفناکی ما تو این خوابگاه داریم.الان شاید بگین خوب میرفتی خونه میگرفتی...راستش اول ترم با ۲تا از بچه ها خونه داشتم....هنوز ۲هفته نشده بود که سر یه قضایایی یکیشون رفت واسه خودش خونه جدا گرفت...اون یکی هم برگشت شهرمون دانشگاه غیر انتفایی!!!!!!جفتشون منو گذاشتن سر کار...کرایه خونه هم بالا بود...منم تنهایی میترسیدم..هیچ کس دیگه ای هم پیدا نشد که باهاش همخونه شم....دیگه مجبور شدم بیام خوابگاه...
بیخیال..دیگه عادت کردیم...فقط دعا کنین واسم راستی امروز تولد ۲نفر دیگه هم هست که همینجا تولدشونو به خودشون و عشقهاشون تبریک میگم...یکی سورنای لین جونم هست...یکی هم مهدی لاله جونم.....آقا مهدی و آقا سورنا تولدتون مبارک 
اینم کیک تولد آقاییم واسه شما دوستای گلمون...تا دلتون میخواد کیک بخورین

روی ماهتو غرق بوسه میکنم واز خدا میخوام همیشه سالم و شاد باشی و سایه ات بالا سرم باشه
کوچولوی مهربونم می سپرمت به خدا ....
خانومیتو ببخش که امسال نتونست روز تولدت پیشت باشه و نتونست بهتر ازاین واست تولد بگیره...
فدای اون دستهای مهربونت که همیشه دستامو نوازش میکنن وخنده های قشنگ و شیرینت
که هیچ وقت از دیدنشون سیر نمیشم و میمیرم واسشون
خانوم کوچولوی تو |