همه وجودم
خدایا چنان کن سرانجام کا ر، تو خوشنود باشی و ما رستگار!!!
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

آرشیو

موضوع بندی


Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 3 مهر ماه سال 1386
برای آقایی

خیلی دلم گرفته....بدجورم هم گرفته....چند روزی میشه که دلم 1جوریه...هرکی کوچکنرین حرفی بهم بزنه زود بهم بر میخوره یا سریع چشام پر اشک میشه...ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......بدجوووووور دلم گرفته.... امروز با مامان  بحث کردم و باهاش قهر کردم .این یکی دیگه تقصیر من نبود..قهر هم که نه...هر کاری میگفت میکردم ولی باهاش حرف نمیزدم...آخرشم خودش اومد آشتی...نمیدونم این چند روزه چرا اینقدر اعصابم ریخته به هم ....شاید1 دلیلش دلتنگی شدیدی باشه که واسه عزیزایی که 4سال پیش تو 1اتفاق خیلی بد از دست دادمشون...هیچ وقت اون روز لعنتی رو یادم نمیده....همش جلو چشممه...ای خداااااااااااااااااا چراااااااااااااااااا ازمون گرفتیشوننننننن..خدایا دارم دق میکنم از دوریشون...دیشب خیلی دلم تنگ شده بود.. داشتم عکسهاشون رو نگاه میکردم ...اینقدر گریه کردم که سرم درد گرفت..الانم اشکام همینجوری داره میاد....
مامان از 2روز پبش هی گیر میده بهم و انگار شک داره بهم..بابا هم که همیشه خدا وقتی میبینه پشت کامپیوتر نشستم شروع میکنه به گیر دادن و دعوا کردن که همش تو پشت این لعنتی هستی!!هرچی هم براش توضیح بدی باز حرف خودشو میزنه!!آخه خدایا تو که میدونی من  همیشه نمیشینم پشت کامپیوتر... از خونه که بیرون نمیرم....24 ساعت تو خونم...بعضی وقتا میشه 1هفته میگذره ولی من حتی تا دم در خونه هم نرفتم!!با دوستام هم حق ندارم برم بیرون...نه کسی بهم زنگ میزنه .!!(ماشاا.. اینقدر دوستای با معرفتی دارم که سال تا سال یاد آدم نمیکنن ..همش من باید بهشون زنگ بزنم)منم به خاطر شکهای مامان اینا و اینکه همش میگن پول تلفن زیاد میاد خیلی خیلی کم زنگ میزنم به 1کی 2 تا از دوستام...شاید 2...3 هفته 1 بار...تنها همدم من تو خونه همین کامپیوتر گازوئلیمه!!اگه همینم نباشه که دق میکنم...خدایا مگه من چه گناهی کردم ؟؟؟خدایاااااااا چیکار کنم؟؟؟
2 روز پیش آقایی بعد 1 ماه و نیم برگشت و به بهونه آمپولی که هر چند وقت 1بار باید بزنم رفتم دیدمش...اونم کجا بیمارستان!!!
قداش بشم من...هرجا رفتم باهام اومد..البته داخل بیمارستان آهسته پشت سرم می اومد..آخه خودم بهش گفتم آشنایی نده ممکنه 1آشنایی ببینتمون...شانس که نداریم!!...2..3 ساعتی پیشش بودم و حرف زدیم...کلی از درد آمپولم گریه کردم(آخه آمپولم درد خیلی وحشتناکی داره) آقایی هم منو میگرفت تو بغلش تا آرومم کنه...ایقدر باهام حرف زد و باهام شوخی کرد تا دردم یادم رفت
امروز هم  اس ام اسی با آقایی بحت کردم و باهاش دعوا کردم سر یه چیز بیخودو الکی و حسابی به خودم فحش دادم و گریه کردم ....اااااااااااااه...خاک بر سرم کنن....چرا اینجوری شدم....آقایی باور کن دست خودم نیست...همون موقع خودم فهمیدم اون خواهشم بی جا بود..بهم گفتی سرم درد میکنه میخوام بخوابم.نمیخواستم سر دردت بیشتر شه منم گفتم بی خیال...ولی قربونت برم آخه چرا روی 1چیزی گیر میدی...تو که میدونی من  خلم..دیوونم!اعصاب درست حسابی ندارم...خودت میدونی وقتی عصبانیم نباید روی 1چیزی کلیک کنی و رو اعصابم راه بری  تاخودم کم کم آروم شم!!امروز خیلی ازت ناراحت شدم...آخه هر چی دارم بهت میگم بی خیال...مهم نیست باز گیر میدی ...!!خوب به منم حق بده عصبانی شم و بردارم به خودم و خواسته ام فحش بدم و بگم بابا غلطططططططططط کردم اصلا همچین حرفی زدمو واسه اولین بار بگم دست از سرم برداررررررررررررررررر!!!به خدا اینقدر اون لحضه بهم فشار اومده بود که داشتم خفه میشدم.دلم میخواست بمیرم..میدونم الان بخونی میگی اصلا هم بهت حق نمیدم...بعدشم که ازت معذرت خواستم و گفتم ببخش عصبانیت کردم ولی بهم اس ام اس دادی نه عصبانی نیستم بای!!همین!!!
آخه چرا خالی میبندی؟؟تابلو بود که عصبانی هستی...هر کی نشناستت من که دیگه میشناسمت وقتی عصبانی میشی میفهمم.اینجوری که میکنی انگار دنیا رو میکوبی تو سرم...
از ظهر هرچی منتظر شدم اس ام اس یدی ولی خبری نشد...میدونم باهام قهری و دستت بهم برسه دلت میخواد کلمو بکنی.......بازم ببخشید...معذرت میخوام گلم...تورو خداباهام قهر نکن..من که جر تو کسی رو ندارم....ای خداا ااااااااابهش بگو چفدر دوسش دارمممممممممم.....خدایا چرا اینفدر من تنهااااااااااام؟؟؟؟
ای خدا چرا هیشکی منو دوست نداره؟؟؟

خدایا کمکم کن خیلی تنهاااااااااااااااااااااااااام.....

عناوین آخرین یادداشت ها

Lilypie Next Birthday Ticker

Lilypie Next Birthday Ticker

من و آقایی گلم مرداد ۱۳۸۳ به طورخیلی اتفاقی همدیگرو پیدا کردیمو عاشق هم شدیم . اسفند ۸۳ من اینجا رو ساختم تا خاطرات تلخ و شیرین ، لحضه های به یاد موندنی و روزهای قشنگ عاشقیمون رو
توش ثبت کتیم تا بعدا یادمون نره که برای
به هم رسیدنمون چه سختیهایی کشیدیم !! از همتون میخواییم برامون دعا کنین تا زودتر
به همدیگه برسیم.

شناسنامه کامل ما...

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ اگر عضو بلاگ اسکای نیستید نام و ایمیل خود را در پایین وارد کنید





Powered by WebGozar

تعداد بازدیدکنندگان :


Powered by BlogSky.com