ساعت 12 همون شبی که بحثمون شد:(اس ام اسی)
خانومی: خیال میکردی قلب من تاب شکستن نداره-منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره-مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته-وقتی میگم نوکرتم این آخر رفاقته!! بازم بابت همه چیز معذرت میخوام راحت بخوابی.بای
آقایی: ایشالا که دلت نشکنه هیچ وقت کاری نکردی که معذرت بخوای (قربونت برم آقایی گلللللممممم که اینهمه گذشت میکنی  )شبت بخیر عزیزم .میبوسمت گلم بای عزیزم
و زندگی شیرین میشودددد فرداش هم کلی کلک جور کردم رفتم آقاییمون دیدم...تقریبا ۳۰ دقیقه پیشش بودم...تو این مدت هم هیچ کدوممون در مورد اون بحت و معذرت خواهی اس ام اسی حرفی نزدیم و به روی هم نیاوردیم..همش گفتیم و خندیدیم و فضا بسی عشولانه شد
دوستای گلم ببخشید نگرانتون کردم....دیروز کلی مهمون داشتیم و من و مامی هم دست تنها ..نشد زودتر بیام خبر بدم... ۱خبر جالب دیگه...دیروز تقریبا همه کارا رو من انجام دادم...مخصوصا تو غذا درست کردن...برا اولین بار تو عمرم کباب درست کردم.. با اینکه روزه بودم کلی خوشمزه شده بود همه فکر میکردن مامی درست کرده و از اون بعد از من تشکر میکردن..منم واسه اینکه مامی ضایع نشه چیزی نگفتم که کار منه خلاصه اینکه من نیم ساعت دیگه بلیت دارم باید شرمو کم کنم و برم یونی......اااااااا...نمیخوام برمممممممممم متنفرم از اون شهر لعنتی...میرما ولی زود برمیگردم...چیه ما اینیم دیده
من برم آماده شم...قربونتونننن..فعلا بای تا های
خانومی |