واااااااااااااااااااای وااااااااااایییییی نزنین اومدم خوب بچه که زدن نداره
شرمنده دیر به دیر آپ میکنم...راستش وقتی میام نت میام نظرات وبمون رو چک میکنم بعدش هم به وبلاگای شما دوستام میام سر میزنم..اینجا که سیستم ندارم هر وقت بخوام بیام نت ..خونه هم که میرم کلی خریدهای خونه و کاراهای خونه و چی و چی و چی هست که از خونه نمیشه زیاد بیام نت.یعنی وقت نمیشه.با این وقت کمی که من واسه نت اومدن دارم یا باید وب خودمو آپ کنم یا به شماها سر بزنم
بگذریم...
۱- ۲شنبه همین هفته باز رفتم خونه..قبلش رفتم یونی آقایی اینا و یکم حرف زدیم و بعدش هم چون گشنمون بود ۲تایی رفتیم ۱ پیتزا ساندویچی نزدیک اونجا و ناهار خوردیم..جاتون خالی اینقده کیف دااااااااااااااااااد و حرف زدیم و خندیدیم
۲- این ۲ ..۳ روزی که خونه بودم خیلی خوب بود...مامانم هم پاشو از تو گچ در آورده بود ولی میگفت هنوز یه مفدارد درد داره
۳- خونه که رفته بودم دیدم مامی به ۱ خانومی که میشناسیم و بعضی وقتا میاد کمک عمه گفته بوده بیاد کمکش و یه سری از وسایلو جمع کرده بود و ۱کی ۲تا قالی شسته و مبلا رو تمیز کرده(کم کم باید وسایلمونو جمع کنم واسه اسباب کشی...چقدر من بدم میاد از این کار...پدرم در میاد همیشه )..خدایی کلی کار کرده بود...دستش درد نکنه...من که جای اون بودما تنهایی عمرا میتونستم اینهمه کار کنم..میمیرمممممم امروزم قرار بوده بیاد ۱سری کار دیگه بکنه...کی گفت خبیس بزنم چششو در آرم؟؟ نه اینکه اصلا کمک نکنما...نههههههههه...من کلاسسسسس دارم..نمییییییییتونم زیاد برم خونه کمک...
3- دیروز با مامی رفتیم نماسشگاه صنایع دستی ...خیلی بامزه بود...خیلی هم قشنگ بود...کلی هم چیز میز خریدیم
4- واسه 1شنبه بلیت دارم واسه تهران...اگه دیر اومدم ببخشید
الان سایت داره میبنده ..باید برمم...فعلا بای |