همه وجودم
خدایا چنان کن سرانجام کا ر، تو خوشنود باشی و ما رستگار!!!
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

آرشیو

موضوع بندی


Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 27 آذر ماه سال 1386
عذر خواهی و تشکرانه

دیشب بهش زنگ زدم و باهاش حرف زدم و آروم شدم.تا گوشی رو برداشت و صداشو شنیدم اشکام شروع کرد به ریختن..نمیتونستم خودمو کنترل کنم...اونم همش میگفت خانومی چرا گریه میکنی؟؟گریه نکن.کلی سر به سرم گذاشت ...خودش خندش گرفته بود آخه هم میخندیدم هم گریه میکردم!!!میگفت پاک قاطی کردی رفت..آخرشم  با چشمک بهم گفت خانومی حالا از این به بعد اجازه میدی بهت زنگ بزنم یا نه؟؟(آخه اون روز که باهاش دعوا کردم  محکم بهش گفتم دیگه حق نداری به من زنگ بزنی) 

خلاصه که من الان حالم خوبه.. یعنی بهترم.توکل کردم به خدا و همه چی رو سپردم به اون...قرار شده آقایی دیگه به مامان من زنگ نزنه چون هم صلاح نیست الان تکی با مامانم صحبت کنه هم اینکه ممکنه مامانم شرایط آقایی رو الان بفهمه بدتر کنه و بگه برا همیشه دیگه از هم جدا شین و قرار شد به جاش این بار که رفت تهران با مامانش صحبت کنه و با باباش هم ایشالا اگه اتفاقی پیش نیاد تا ۵..۶ ماه دیگه در این باره صحبت کنه و راضیش کنه..الان اگه به باباش بگه چون هنوز چند ترم دیگه مونده از درسش احتمالا باباش باز  بدتر مخالفت میکنه.تا خدا چی بخواد .

ببخشید نگرانتون کردم مخصوصا از خانومی جون( عشق بازی آسمون )و لاله عزیززززم حسابی معذرت میخوام...خانومی یه دنیا ممنونم که از اون روز که بهت گفتم مرتب بهم زنگ میزنی و حالمو میپرسی یه عالمه شرمنده که با مطالب وبلاگم باعث شدم گریه کنی .. لاله جونم خواهری گلم ازتو هم نمیدونم چجوری تشکر کنم واسهمهربونی و راهنمایی هات...باور کن همشونو مو به مو اجرا کردم و همین ها هم حالمو بهتر کرد..اگه تو نبودی و اون حرفهای آرامش بخش رو بهم نمیزدی دیوونه میشدم

 از آقایی خودم هم کلی معذرت میخوام که تو این مدت که باهات اینجوری کردم.الان کامنتت رو برای پست قبلی خوندم..خودت که میدونی اگه حرفی میزنم چیزی تو دلم نیست..اگه خودمو جایی خالی نکنم و هی بریزم تو خودم دق میکنمبه خدا اینجا واسه این ننوشتم که دیگران درباره تو فکرایی کنن ..نه به خدا فقط میخواستم سبک شم.منم که فقط همینجا رو دارم ..اگه اینجاهم نتونم حرف دلمو بزنم و سبک شم کجا بگم؟؟

بازم از راهنماییاتون ممنونم...تو رو خدا بازم برامون دعاکنین و اگه راه حل خوبی به نظرتون رسید بهمون بگید...دعا کنین دیگه باز مشکلی پیش نیاد که دیگه طاقت ندارم

کلی سفره و روزه و صلوات نذر کردم...الان ۴..۵ روزه دارم دعای توسل میخونم و زیارت عاشورا...شنیدم میگن ۱۴ روز دعای توسل بخونی حاجتت رو بهت میده...۴۰ روز زیارت عاشورا هم میگن همینطور...

یا علی مشگل گشا دستم بگیر

یا حضرت مشکل گشا مشکلم بگشا

خدایا امیدم به توئه....فقط تویی که میتونی همه چی رو درست کنی..خدایا توکلم به توئه...ما رو دست خالی از درگاهت برنگردون آمین یا رب العالمین

دعا یادتون نره

عناوین آخرین یادداشت ها

Lilypie Next Birthday Ticker

Lilypie Next Birthday Ticker

من و آقایی گلم مرداد ۱۳۸۳ به طورخیلی اتفاقی همدیگرو پیدا کردیمو عاشق هم شدیم . اسفند ۸۳ من اینجا رو ساختم تا خاطرات تلخ و شیرین ، لحضه های به یاد موندنی و روزهای قشنگ عاشقیمون رو
توش ثبت کتیم تا بعدا یادمون نره که برای
به هم رسیدنمون چه سختیهایی کشیدیم !! از همتون میخواییم برامون دعا کنین تا زودتر
به همدیگه برسیم.

شناسنامه کامل ما...

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ اگر عضو بلاگ اسکای نیستید نام و ایمیل خود را در پایین وارد کنید





Powered by WebGozar

تعداد بازدیدکنندگان :


Powered by BlogSky.com