همه وجودم
خدایا چنان کن سرانجام کا ر، تو خوشنود باشی و ما رستگار!!!
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

آرشیو

موضوع بندی


Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 22 مرداد ماه سال 1387
چهارمین سالگرد آشناییمون مبارک

عشق قشنگم

  چهارمین سالگرد عشقمون مبارک

 

۱۴۶۰ روز از آشناییمون میگذره و من روز به روز بیشتر عاشقت میشم

 دوستت دارم گل نازم

 

دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارررررررررررررررم

 

 فقط ۱۱ روز دیگه مونده تا بیام تهران و بتونم ببینمت

دلم واست خیلی تنگ شده

 

خدایا زود این روزا تموم شه تا بتونم همه زندگیمو که دلم داره واسه دیدنش پر پر میزنه ببینم

 

اگه خدا بخواد من از ۲ شهریور تا ۱۷ شهریور تهرانم

 

همتونو دوست دارم..بیشتر از همه و مخصوصا تو آقاییمو

 

 

فدای تو خانومی خودت تا ابد

سلام خانومیه گلم...قربونت برم منم خواستم

سالگردمون بهت و به همه عاشقا تبریک بگم

منم باورم نمیشه که به همین زودی ۴ سال

گذشت

میدونی چیه؟فکر میکنم اینقدر بهم خوش

گذشته این چند سالی که با تو بودم

که گذشتن زمان و متوجه نشدم

امیدوارم که این چهار سال برای توام خوب

و خوش بوده باشه و از این که این مدت و

با من سر کردی پشیمون نشده باشی

گلم منم دلم واست تنگ شده...ایشاالله

که چند روز دیگه میای پیشم و یه دل سیر همدیگرو

میبینیم

توام عشق منی گلم...روی ماهت و از همین جا میبوسم

فدای تو آقایی کوچولوی خودت

پنجشنبه 2 اسفند ماه سال 1386
شروعی تازه و همیشگی

ای خدا شکرت که جوابمو دادی...شکرت که همه زندگیم...عمرم...آقاییمو بهم برگردوندی..خدایا ممنونم ازتتتتتتتتتتتتتتتتت

آقایی گلم...مهربونممممممممم الهی فدات شم...عزیزمییییییی...عمرمی تو...دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارممممممم بیشتر از گذشته

asheghetaaaaaaam

از همتون ممنونم که تو این مدت تنهام نذاشتین و بهم امید دادین..نمیدونم چه جوری ازتون تشکر کنم..یه معذرت خواهی هم بدهکارم که همتون رو ناراحت کردیم...راستش تصمیم گرفته بودم تا وقتی که آقایی برنگشته دیگه آپ نکنم و همینطور هم شد...تو این مدت خیلی زجر کشیدم...هر روز کارم شده بود تو تنهاییم گریه کنم...هر لحضه فکرم پیش آقایی بود یا یاد خاطراتمون می افتادم و گریم میگرفت...

اومدم زود بهتون خبر بدم تا از نگرانی در بیاین ...راستش دیروز آشتی آشتی کردیم و روابط بازعشقولانه شد...

 دیروز وقت نشد بیام خبر بدم.دیروز آقایی رو که دیدم هدیه ولنتاینی رو که واسش خریده بودم رو بهش دادم..خیلی گوگولی بود ولی نمیگم چی بود..میذارم خود آقایی بیاد واستون بگه چی بود...

راستش اینقدر خوشحالم که نمیدونم چی بگم...یه چی بگم پیش خودمون بمونه آقایی دیروز که آشتی کردیم همش منو می گرفت تو بغلش و  منو می بوسید..منم کلی بغلش کردم و ماچچچچچچچچ..

کلی سرمو گذاشتم تو بغلش ..واییییییییی نمیدونین چقدرلذت بخشه آدم بعد اینهمه دوری و خستگی و ناراحتی یه جای امن پیدا کنه و به اون پناه ببره و برای چند دقیقه هم که شده از این دنیا  بری تو یه دنیای دیگه...

فعلا همینقدر بیشتر  نمیتونم بنویسم...قرار شد  من به خواست آقایی اول آپ کنم و بیام بهتون خبر بدم بعد دفعه بعد آقایی آپ کنه..خیلی حرفها هست که بعدا براتون تعریف میکنم

بازم برامون دعا کنین..

خانومی

 

Have courage ... Open Your Heart, and listen to what your dreams tell you.follow those dreams,because only a person who is not ashamed can manifest the glory og GOD

شهامت داشته باش ... دریچه قلبت را بگشا و به آنچه رویاهایت میگویند گوش کن.در پی رویاهایت باش چرا که تنها آنان که خجالت زده نباشند می توانند شکوه خدایی را تجلی بخشند.

پائولو کوئلیو  

   1      2      3      4      5    >>
عناوین آخرین یادداشت ها

Lilypie Next Birthday Ticker

Lilypie Next Birthday Ticker

من و آقایی گلم مرداد ۱۳۸۳ به طورخیلی اتفاقی همدیگرو پیدا کردیمو عاشق هم شدیم . اسفند ۸۳ من اینجا رو ساختم تا خاطرات تلخ و شیرین ، لحضه های به یاد موندنی و روزهای قشنگ عاشقیمون رو
توش ثبت کتیم تا بعدا یادمون نره که برای
به هم رسیدنمون چه سختیهایی کشیدیم !! از همتون میخواییم برامون دعا کنین تا زودتر
به همدیگه برسیم.

شناسنامه کامل ما...

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ اگر عضو بلاگ اسکای نیستید نام و ایمیل خود را در پایین وارد کنید





Powered by WebGozar

تعداد بازدیدکنندگان :


Powered by BlogSky.com